حکم میگو
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله أوّلاً وآخراً ظاهراً وباطناً حمداً يوافي نعمه ويكافىء مزيده يا ربنا لك الحمد كما ينبغي لجلال وجهك وعظيم سلطانك سبحانك لا نحصي ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك والصلاة والسلام على خير أنبيائك ومبلغ أنبائك سيدنا محمدٍ عبدِك ورسولِك ونبيِّك النبيِّ الأمي وعلى آله وصحبه اجمعین .
اما بعد:
چند وقتی است که یکی از مسائل مورد سئوال مردم در مورد حکم خوردن میگو میباشد وسوال از این مسئله بعد از احداث دریاچه های پرورش میگو در منطقه ، جدی شده است .
لذا جهت تحقیق وبررسی مسئله ، محفل فقهی علمای احناف ترکمن صحرا یکی ازموضوع این جلسه محفل را به آن اختصاص داد. تا علمای گرامی تحقیق کرده بعد از تحقیق نتیجه تحقیقات را اساتید گرامی بررسی ونظراتشان را به مردم اعلام نمایند.
بنده [عبدالرحمن آخوند پقه] نیز در این مورد تحقیقاتی کردم که نتیجه تحقیقاتم را به صورت وجیزه ای ارائه میکنم.تا در تصمیم گیری اساتید گرامی کمکی کرده باشم.
اما میگو
میگو در عربی به نام های « روبیان » و« إربیان » و در لغت مصری «جمبری» و در لغت اردو « جهینگا » و در لغت انگلیسی « prawn » یا «shrimp » گفته می شود .
آیا میگو حلال است؟
میگو جانوری دریایی است لذا شک نیست که در نزد ائمه ثلاثه حلال می باشد ؛ چون همه جانوران دریا نزد ایشان حلال است.
اما در نزد حنفیان جواز آن منوط به ماهی بودن آن است چون نزد مذهب حنفی.غیراز ماهی غیر طافی هیچیک از حیوانات دریا حلال نمی باشد . ولا یحل حیوان مائي إلا السمک غیر الطافي [ابن العابدين الشامي].
وأما الطافي فيكره أكله لقول جابر رضي الله عنه إنه عليه الصلاة والسلام قال « ما نضب عنه الماء فكلوا وما طفا فلا تأكلوا » وعن جماعة من الصحابة مثله وهو حجة على مالك والشافعي في إباحتهما الطافي .[تبیین الحقائق].
پس آیا میگو ماهی است ؟ یا نه ؟
بسیاری از اهل لغت آن را نوعی ماهی گفته اند.
نظرات اهل لغت
ابن درید در [جمهره اللغه] آورده : « و إربیان ضرب من السمک » . یعنی إربیان «میگو» نوعی از ماهی است.
و فیروز آبادی در[ قاموس المحيط ] آورده : « و الإرْبِيانُ ، بالكسر: سَمَكٌ ، وبَقلَة » . یعنی : إربیان به کسر همزه نوعی ماهی است وهمچنین نام گیاهی است [که در زبان فارسی بابونه گفته می شود].
ودر جای دیگر آورده : « و الإرْبِيانُ ، بالكسر: سَمَكٌ كالدُّودِ » . یعنی : واربیان به کسر ماهی است مانند کرم [قاموس المحيط].
« والإِرْبِيَانُ بِالكَسْرِ: سَمَكٌ ، عن ابن دُرَيْد، و قال : أَحْسَبُه عَرَبِيًّا ، (و) أَيضاً (بَقْلَةٌ) ، والأَلِفُ والياءُ والنُّون زَوَائِدُ ». [ تاج العروس]. یعنی اربیان به کسر ماهی . از ابن درید و او گفته است که گمان می کنم که کلمه عربی باشد و همچنین نوعی گیاه است والف ویاء ونون زائد هستند.
قال الـجوهري [ای فی الصحاح] : « الإِرْبـيانُ ، بكسر الهمزة ، ضرب من السمك ، و قـيل: ضَرْب من السمكِ بـيضٌ كالدُّود يكون بالبصرة ، وقـيل: هو نَبْتٌ ». [لسان العرب]. یعنی جوهری در صحاح آورده : اربیان به کسر همزه نوعی از ماهی است و گفته شده نوعی ماهی است سفید مانند کرم که در آبهای بصره وجود دارند و نیز گفته شده نوعی گیاه است .
وأبي العلاء المعري آورده : «إربيان وهو ضربُ من السمك »[رسالة الصاهل والشاحج].
یعنی: إربیان ، و آن نوعی ماهی است .
ابن البیطار از علمای دارو شناس آورده : « إربيان : قال البكري : إن الأربيان هو من لغة أهل الشام ضرب من البابونج [معرب بابونه ٔ فارسی است] يؤكل نيئاً أو مطبوخاً ويسمى باليونانية فكتلمن.
وقال غيره : إن الأربيان هو الجراد البحري و يقال أيضاً روبيان ، وسنذكره إن شاء اللـه في حرف الراء ». [جامع الأدوية - ابن البيطار].
یعنی : اربیان : بکری گفته : تحقیق ، اربیان از لغت شام است نوعی از بابونه است که هم به صورت خام وهم به صورت پخته خورده می شود و به یویانی فکتلمن گفته می شود .
وغیر از بکری گفته : اربیان که روبیان نیز گفته می شود ملخ دریایی است انشاء الله روبیان را در حرف راء بیان خواهیم کرد.
[وما فی حرف الراء هذا] « روبيان : هو سمك بحري تسميه أهل مصر الفرندس وأهل الأندلس يعرفونه بالقمزون ». [ جامع الأدوية - ابن البيطار].
وآن چیزی که در حرف راء در مورد روبیان آمده این است : روبیان : ماهی دریایی است اهل مصر آن را فرندس واهل اندلس آن را قمزون می شناسند.
وهمچنین علامه دمیری در کتاب معروف خود « حیات حیوان » آورده : «الروبیان (1): هو سمک صغیر جدا احمر ». [حیاه الحیوان/3/414] یعنی روبیان ماهی خیلی کوچک قرمز رنگی است .
اینها عمدتا نظرعلمای اهل لغت وگاها علمای داروشناس و حیوان شناس می باشد با توجه به این گفته های اهل لغت بعضی ازحنفیان آن را ماهی دانسته وبجواز اکل آن فتوی دادند . مانند صاحب الفتاوی الحمادیه (2) .
محمد تقی عثمانی در تکمله فتح الملهم می آورد :« وافتی غیر واحد من الحنفیه بجوازه بناء علی ذلک ، مثل صاحب الفتاوی الحمادیه .
وقال شیخ مشایخنا التهانوی رحمه الله فی امداد الفتاوی : « لم یثبت دلیل ان للسمک خواص لازمه تنتفی السمکیه لانتفائها ، فالمدار علی قول العدول المبصرین . . . وان «حیات الحیوان» للدمیری الذی یبحث عن ماهیات الحیوان یصرح بان الروبیان هو سمک صغیر . . . . فانی مطمئن الی الآن لانه سمک ، ولعل الله یحدث بعد ذلک امرا ».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) علامه دمیری در حیاه الحیوان خود روبیان وجراد البحری را از هم جدا کرده است یعنی روبیان را ماهی کوچک قرمز رنگ دانسته اما جراد البحری را حیوانی بزرگ حتی مانند یک قرص نان دانسته است .
الجراد البحری : قال الشیخ : هو حیوان له رأس مربع ، وله مما یلی رأسه صدف خزفی ونصفه الثانی لا خزف علیه ، وله فی کلا الجانبین عشره أید طوال شبیهه بأیدی العناکب [جمع عنکبوت] الا انها کبار جدا ، منها ما هو قدر الرغیف ، ومنها ما هو دون ذلک ، وهو کثیر بساحل البحر ببلاد الغرب .[حیاه الحیوان] .
(2) المفتى أبو الفتح ركن الدين بن حسام الدين الناكورى( من علماء القرن التاسع الهجرى): من كبار فقهاء الهند، كان مفتيا فى ولاية كجرات، من مؤلفاته "الفتاوى الحمادية" وهو من أهم ماكتب فى شبه القارة فى الفقه الحنفى، يقول العلامة عبدالحى " إنه أخذ المسائل الفقهية فى كتابه عن أربعة ومائتين من كتب الفقه والأصول والحديث والتفسير".
و بسیاری از حنفیه بناء بر این گفته علمای لغت فتوی به جواز خوردن میگو کردند ؛ مانند صاحب فتاوی حمادیه [المفتى أبو الفتح ركن الدين بن حسام الدين الناكورى] .
وشیخ مشایخ ما علامه تهانوی (رحمه الله تعالی ) در امداد الفتاوی آورده :« دلیلی ثابت نشده که برای ماهی ویژگی خاصی باشد که به آن جهت سمکیت را از میگو نفی کند ÷س مدار بر قول عادلا آگاه است . . . و حقیقتا « حیات الحیوان » دمیری که از ماهیت حیوانات بحث می کند تصریح کرده که روبیان ماهی کوچک است . . . . پس من تا اینحال مطمئن هستم که روبیان ماهی است ، ولعل الله یحدث بعد ذلک امرا ».
نظر علمای حیوان شناس امروز
اما عالمان حیوان شناس ، امروزه آن را ماهی به حساب نمی آورند بلکه آن را در نوع مستقلی جای داده اند ، و می گویند : میگو از خانواده خرچنگ ها است نه ماهی ها.
پس تعریف ماهی نزد علمای حیوان ، بنا بر تعریفی که در دائره المعارف بریتانیا (طبع 1950م) آمده این است : «هو حیوان ذو عمود فقریّ، یعیش فی الماء ، ویسبح بعوّاماته ، ویتنفس بغلصمته » .
یعنی ماهی حیوانی است دارای ستون فقرات ، در آب زندگی می کند ، وبا باله های خود شنا می کند ، وبا آبشش واقع درگلوی خود تنفس می کند .
اما میگو ستون فقرات ندارد و از طریق گلو تنفس نمی کند بلکه آبشش آن در جای دیگر است.
وامروزه علم حیوان ؛ حیوانات را به دو نوع بزرگ تقسیم می کند:
1- حیوانات مهره دار« الحیوانات الفقریه یا vertebrate» وآن حیواناتی است که درپشتشان ستون فقرات به زبان ترکمنی « اونغرغا » دارند .
2- حیوانات بي مهرگان « الحیوانات غیر الفقریه invertebrata » وآن حیواناتی است که ستون فقرات ندارد.
ماهی در نوع اول « مهره داران » و روبیان « میگو» درنوع دوم « بی مهرگان» جای گرفته اند .
بنابه آنچه در دائره المعارف بریتانیا [طبع 1988م] .آمده نود درصد حیوانات زنده به این نوع تعلق دارند و این نوع به حیوانات سخت پوست و حشرات نیز شامل می شود .
وبستانی در دائره المعارف بریتانیا ماهی را اینچنین تعریف می کند: « حیوان من خلق الماء وآخر رتبه الحیوانات الفقریه ، دمه احمر یتنفس فی الماء بواسطه الخیاشیم ، وله کسائر الحیوانات الفقریه هیکل عظمی ».
یعنی : ماهی حیوانی است از آبزیان و آخرین رتبه حیوانات مهره دار است ، خونش قرمز و در آب به وسیله خیشومشان [آبشش] تنفس می کند و مانند دیگر مهره داران دارای اسکلت استخوانی می باشند.
وهمچنین « محمد فرید وجدی» آن را اینگونه تعریف کرده است : « السمک من الحیوانات البحریه ، وهو یکون الرتبه الخامسه من الحیوانات الفقریه ، دمها بارد احمر، تتنفس من اهواء الذائب من الماء بواسطه خیاشیمها ، وهی محلاة باعضاء تمکنها من المعیشه دائما فی الماء، وتعوم فیه بواسطه عوامات ، ولبعضها عوامه الواحده ».
یعنی : ماهی از حیوانات دریا زی بوده و از رتبه پنجم حیوانات مهره داران است به وسیله آبشش هایشان از اکسیژن درون آب تنفس می کنند و دارای اعضایی میباشد که زندگی در آب را ممکن می سازد و به وسیله باله های خود در آب شنا میکند و بعضی از آنها فقط دارای یک باله است .
می بینیم که این تعریفات بر روبیان «میگو» صدق نمی کند زیرا میگو از حیوانات مهره دار نیست .
چون میگو ازجانوران بی مهره و از سخت پوست ساکن دریاها است که دارای اسکلت خارجی بوده و به همین دلیل آنها را سخت پوست نام نهاده اند .
در رده سخت پوستان راسته ای به نام ده پایان وجود دارد که از جنس های مختلفی تشکیل شده است در میان جنس های مختلف ده پایان ، میگو ار فراوانی گونه ای نسبتا قابل ملاحظه ای برخودار است .
اگر نظر نظر دانشمندان علم حیوان باشد
پس اگر قول خبرگان به علم حیوانات را بگیریم میگو ماهی نیست پس بنا به اصل حنفیه : « لا یحل حیوان مائي إلا السمک غیر الطافي » [ ابن العابدين الشامي ] . خوردن میگو جائز نخواهد بود.
یک سوال مهم : آیا در باب حل وحرمت معتبر تدقیقات علمی است ؟ یا معتبر عرف متفاهم بین مردم است؟
در اینجا بین دو عرف اختلاف پیدا شد . یعنی بین عرف اهل لغت عرب وبین عرف خاص اهل علمای علم حیوان . شک نیست هنگام اختلاف بین دو عرف معتبر فقط عرف اهل عرب است . چون استثناء ماهی از میتات دریا با لغت عرب واقع شده است.
وعلمای گذشته مان از اهل لغت ، مانند : ابن درید، وفیروز آبادی ، و الزبیدی ، و الدمیری ، و الجوهری و غیره همه شان گفتند : که میگو ماهی است .
پس اگر شخصی حقیقت اربیان « میگو» را طبق علم حیوان بگیرد : قائل به منع خوردن آن می شود.
و کسی که عرف اهل لغت را بگیرد : قائل به جواز آن خواهد بود . و بیشتر، این قول را ترجیح داده می شود ، چون معهود در شریعت در امثال این مسائل رجوع به عرف متفاهم بین مردم یعنی عرف لغت می باشد ، نه دقیق شدن در بحث های نظری ؛ پس خوب نیست در مسئله روبیان در هنگام دادن فتوی سخت گیری شود ، مخصوصا زمانی که مسئله در اصل مجتهد فیه است چون شک نیست در اینکه نزد ائمه ثلاثه آن حلال است ، و همچنین اختلاف فقهاء تخفیف را میراث (1) می گذارد ، چنانکه در محل خود در کتابهای فقهی مقرر، لیکن اجتناب از خوردن احوط واولی واحری است . والله سبحانه وتعالی اعلم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) وَبَعْدَمَا ثبَتتْ نَجَاسَتهُ اختلَفتْ الروَايَاتُ فِي غِلَظِهَا وَخِفتِهَا فرَوَى الْحَسَنُ عَنْ أَبي حَنِيفة أَنهُ نجَسٌ نجَاسَة غلِيظة اعْتِبَارًا بالمُستعْمَل فِي النجَاسَةِ الْحَقِيقِيةِ فَتقدَّرُ بِالدِّرْهَمِ وَرَوَى أَبُو يُوسُفَ عَنْهُ وَهُوَ قَوْلُهُ : (إنَّهُ نَجَسٌ نَجَاسَةً خَفِيفَةً لِمَكَانِ الاخْتِلافِ) فَإِنَّ اخْتِلافَ الْعُلَمَاءِ يُورِثُ التَّخْفِيفَ كَمَا سَيَجِيءُ إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.[ الهداية / 1/60].
(وعن أبي يوسف مخفف) للاختلاف الواقع فيه لأن اختلاف العلماء يورث التخفيف (وهو ما استعمل لقربة) [مجمع الأنهر/1/ 8].
متفرقات
تصاویری از صید میگو در بندرعباس
جراد بحری از نظر علمای گذشته همچون علامه دمیری با میگو فرق داشت از نظر علمای حیوان شناس امروز نیز با میگو فرق دارد . میگو کوچک بوده ولی جراد البحری نسبت به میگو خیلی بزرگ است وشکلشان نیز کاملا فرق میکند .سه تصویر زیر مربوط به میگوی مورد نظر است.
جراد البحر: الشريف: هو حيوان بحري لـه رأس مربع ، ولـه فيما يلي رأسه صدف خزفي وبعضه لا خزف عليه ولـها من كلا الجانبين عشر أيد طوال شبيهة بالعناكب إلا أنها كبار جداً، ولـها قرنان دقيقان قائمان ولـها في مواضع شواربها قرنان دقيقان وعينان بارزتان متدليتان من رأسها. [جامع الأدوية -ابن البيطار/ 1 / 212]
|
جراد البحر |
جَراد البَحْر من القشريات التي تعيش في الماء العذب ، وهو قريب الصلة بالكركند. ويعيش في البحيرات وعلى طول الأنهار، كما يوجد في كل القارات ماعدا إفريقيا وأنتاركتيكا. وتنفرد أستراليا بأكبر عدد من جراد البحر الذي يعيش في الماء العذب، بما في ذلك كثير من الأنواع الملونة. وتعيش في المياه الأسترالية أكبر الأنواع التي تنمو الواحدة منها حتى يصل طولها إلى 40سم ، وتزن حتى 6 كجم. ومعظم جراد البحر لونه بني مائل للصفرة أو ذو لون أخضر، ومتوسط طوله 10 سم.
تغطي جسم جراد البحر قشرة صلبة (الهيكل الخارجي). وتعمل هذه القشرة على وقاية الأنسجة الضعيفة لجسم الحيوان من الأذى. وينقسم الجسم إلى فصوص وشرائح. ويتميز الجزء الأمامي من الجسم بالصلابة، لكن الجزء الخلفي، أو البطن، يتكوَّن من شرائح متحركة. والساقان الأماميتان على شكل مخلبين أو كمَّاشتين حادَّتين. وهما تشبهان ساقي الكركند، ويستخدمان في الانقضاض على الفريسة والإمساك بها. أما أزواج السيقان الأربعة الأخرى، فتُستخدم في المشي. وتوجد العوامات الرجلية (هياكل تشبه السيقان تستخدم في التكاثر) تحت البطن. ويتميز جراد البحر بقرنين طويلين وآخرين قصيرين للاستشعار.
يتغذى جراد البحر بالقواقع، والأسماك الصغيرة وشراغيف الضفادع، أو الحشرات الصغيرة. ويزداد نشاط هذا الحيوان مع حلول الظلام وبداية الصباح، عندها يخرج من جحره أو من تحت الحجر. وإذا ما فقد جراد البحر أحد أطرافه، فإن طرفًا جديدًا ينمو مكانه.
خلاصه رده بندی بی مهرگان
شاخه ی کیسه تنان :
شامل شقایق دریایی ، عروس دریایی و مرجان هاست.
بدن آن ها نرم و حلقه ای از پاهای حسی اطراف دهان آن ها را محاصره کرده است.دستگاه گوارش آن ها تنها یک راه به خارج دارد و مواد زائد نیز از همان یک راه دفع می شوند ، مانند شقایق دریایی و هیدر آب شیرین.
شاخه ی نرم تنان :
شامل لیسه ها ، حلزون ها ، صدف سنگی و هشت پا هاست .بدن آن ها نرم است و بیشترشان صدف دارند.بدن آنها قطعه قطعه نیست ، مانند حلزون باغچه و نرم تن مرکب.
شاخه ی کرم های حلقوی :
شامل کرم هایی است که بدن آنها از قطعات حلق مانندی تشکیل شده است.دست و پا ندارند ، اما بسیاری از آنها روی بدن خود زائده های مو مانندی به نام تار دارند که به حرکت آنها کمک می کنند ، مانند کرم خاکی معمولی و نرئیس.
شاخه ی بند پایان :
جانوران این شاخه ، اسکلت خارجی ، بدن قطعه قطعه و پاهای بند بند دارند.
رده ی هزار پایان :
جانوران ان ، بدن دراز و حلقه دار و در هر قطعه از بدن ، یک جفت پا دارند ، مانند صدپا.
رده ی سخت پوستان :
اسکلت خارجی آن ها دارای ماده ای کلسیم دار و بسیار سخت است ، مانند خرچنگ های دراز ، خرچنگ های گرد و خرخاکی.
رده ی عنکبوتیان :
جانوارن آن هشت پا دارند ، مانند عنکبوت ها و عقرب ها و از جمله : عنکبوت باقی .
رده ی حشرات :
این جانوران شش پای بند بند دارند و بدن آنها از سه قسمت سر ، سینه و شکم تشکیل شده است ، مانند مگس معمولی و کفشدوزک.
خلاصه رده بندی مهره داران
طناب داران:
این جانوران ، طناب محکمی در پشت خود دارند.بسیاری از آنها ستون مهره ی استخوانی یا غضروفی دارند.
رده ی ماهی ها :
جانورانی هستند که پولک ، آبشش و باله دارند و در آب زندگی می کنند ، مانند ماهی .
رده ی دوزیستان :
بدنی نرم و چها دست و پا دارند .تخم های نرم آنها در آب رها می شوند و از درون انها نوزودان بیرون می آیند.نوزادان آبشش دارند.آبشش ها معمولا در جریان دگردیسی و تبدیل جانوران نوزاد به بالغ ، به شُش تبدیل می شوند ، مانند قورباغه ی معمولی.
رده ی خزندگان :
پوست آنها پولک دارد .چهار دست و پا دارند.تخم انها پوسته ی لاستیک مانند دارد و روی خشکی گذاشته می شود ، مانند مارمولک.
رده ی پرندگان :
جانورانی هستند که پر و تعدادی پولک و نیز منقار دارند.از چهار دست و پای آن ها دوتای جلویی تبدیل به بال شده است.پوست آنها از پوسته ی سخت ساخته و در خشکی گذاشته می شود.و هم چنین جانوران خونگرمی هستند مانند گنجشک
رده ی پستانداران :
مو و چهار دست و پا دارند .جنین آن ها درون بدن مادر رشد می کند و در آن جا از طریق جفت تغذیه می کند.در غده های پستانی آن ها شیر ساخته می شود و جانوران خونگرمی هستند مانند موش.
فتوای دارالافتاء دارالعلوم دیوبند در مورد میگو
جھینگا کھانا درست ہے یا نہیں؟ مکروہ ہے یا حرام؟
بِسمِ اللّٰہِ الرَّحمٰنِ الرَّحِیم
الحمدللّٰہ رب العلمین والصلوۃ والسلام علی سیدنا و مولانا محمد والہ واصحابہ اجمعین
مسئلہ 1 :: 2 ربیع الآخر شریف 1320ھ
کیا فرماتے ہیں علمائے دین و مفتیان شرع متین اس مسئلہ میں کہ کھانا جھینگا کا درست ہے یا نہیں؟ مکروہ ہے یا حرام؟ مع دستخط و مہر کے جواب تحریر فرمائیے۔
الجواب ہمارے مذہب میں مچھلی کے سوا تمام دریائی جانور مطلقاً حرام ہیں ۔ تو جن بعض کے خیال میں جھینگا مچھلی کی قسم سے نہیں ان کے نزدیک حرام ہونا ہی چاہئے ۔ مگر فقیر نے کتب لغت و کتب علم حیوان میں بالاتفاق اسی کی تصریح دیکھی ہے قاموس میں ہے۔
الا ربیان بالکسر سمک کالدود
اربیان ہمزہ مکسورہ کے ساتھ ایک مچھلی ہے مکوڑے کی طرح۔
صحاح و تاج العروس میں ہے۔
الا ربیان بعض من السمک کالدود وےکون بالبصرۃ
اربیان مکوڑے کی طرح سفید مچھلی ہوتی ہے اور بصرہ میں پائی جاتی ہے۔
صراح میں ہے۔
اربیان نوعے ازماہی ست ”اربیان مچھلی کی ایک قسم ہے۔“ منتہی الارب میں ہے۔ اربیان نوعے از ماہی ست کہ آنرا بہندی جھینگا می گویند ”اربیان مچھلی کی ایک قسم ہے جس کو ہندی میں جھینگا کہتے ہیں۔“ مخزن میں ہے۔ وبیان وار بیان نےز آمدہ بفارسی ماہی روبیاں و ماہی میک و ہندی جھینگا مچھلی نامند ”روبیان اور اربیان بھی کہتے ہیں فارسی میں روبیاں مچھلی اور میک مچھلی اور ہندی میں جھینگا مچھلی کہتے ہیں۔ “ تحفتہ المومنین میں ہے۔بفارسی ماہی روبیاں نامند تذکرۃداﺅد و انطا کی میں ہے۔
روبیان اسم نصرب من السمک یکثر ببحر العراق و القام احمر کثیرالارجل نحوالسرطان لکنہ اکثر لحما ”روبیان مچھلی کی ایک قسم کا نام ہے جو عراق اور قام کے سمندر میں بہت ہوتی ہے۔ سرخی مائل کےکڑے کی طرح بہت پاﺅں والی لیکن اس میں گوشت زیادہ ہوتا ہے۔“ حیاۃ الحیوان الکبریٰ میں ہے۔الروبیان ھوسمک صغیر جدا احمر ”روبیان و سرخی مائل بہت چھوٹی سی مچھلی ہے۔“ تو اس تقدیر پر حسب اطلاق متون و تصریح معراج الدرایۃ مطلقاً حلال ہونا چاہیے کہ متون میں جمیع انواع سمک حلال ہونے کی تصریح ہے۔ والطافی لیس نوعابراسہ بل وصف یعتری کل نوع ” اور طافی کوئی مستقل نوع نہیں بلکہ ایک وصف ہے جس کی طرف ہر نوع کی نسبت ہوتی ہے۔“ اور معراج میں صاف فرمایا کہ ایسی چھوٹی مچھلیاں جن کا پیٹ چاک نہیں کیا جاتا اور بے آلائش نکالے بھون لیتے ہیں امام شافعی کے سوا سب ائمہ کے نزدیک حلال ہیں۔ ردالمختار میں ہے و فی معراج الدرایہ
ولو وجدت سمکۃ فی حوصلۃ طائر توکل و عندالشافعی لا توکل لانہ کالرجیع و رجیع الطائر عندہ نجس و قلنا انما یعبر رجیعا اذاتغیر و فی السمک الصغار التی تقلی من غیران یشتق جوفہ فقال اصحابہ لا یحل اکلہ لان رجیعہ نجس و عند سائر الائمہ یحل ”اگر پرندہ کی پوٹ میں مچھلی پائی جائے تو کھائی جائے گی اور امام شافعی کے نزدیک نہ کھائی جائے گی کیونکہ وہ بیٹھ کی طرح ہے اور ان کے نزدیک پرندہ کی بیٹھ باپاک ہے اور ہم کہتے ہیں بیٹھ اس وقت ہوگی جب کہ متغیر ہو گئی ہو اور وہ چھوٹی مچھلیاں جن کا پیٹ چاک کیے بغیر انہیں بھونا جاتا ہے، شوافع کہتے ہیں ان کا کھانا حلال نہیں کیونکہ پرندہ کی بیٹھ نجس ہے اور باقی ائمہ کے نزدیک حلال ہے۔ “
مگر فقیر نے جواہر اخلاطی میں تصریح دیکھی کہ ایسی چھوٹی مچھلیاں سب مکروہ تحریمی ہیں اور یہ کہ یہی صحیح تر ہے۔
حیث قال السمک الصغار کلہا مکروہہ کراہہ التحریم ہو الاصح ”جب کہ کہا ہے چھوٹی مچھلیاں تمام کی تمام مکروہ تحریمی ہیں۔ یہی بات زیادہ صحیح ہے۔“
جھینگے کی صورت عام مچھلیوں سے بالکل جدا اور گنگچے وغیرہ کیڑوں سے بہت مشابہ ہے اور لفظ ماہی غیر جنس سمک پر بولا جاتا ہے۔ جیسے ماہی سقنقور۔ حالانکہ وہ ناکے کا بچہ ہے کہ سواحل نیل پر خشکی میں پیدا ہوتا ہے۔ اور ہمارے ائمہ سے حلت روبیان میں کوئی نص معلوم نہیں۔ اور مچھلی بھی ہے تو یہاں کے جھینگے ایسے ہی چھوٹے ہیں جن پر جواہر اخلاطی کی وہ تصحیح وارد ہوگی۔ بحر حال ایسے شبہ و اختلاف سے بے ضرورت بچنا ہی اولیٰ ہے۔ واللّٰہ تعالیٰ اعلم
کتبہ
عبدالمذنب احمد رضا
عفی عنہ بمحمدن المصطفیٰ صلی اللّٰہ علیہ وسلم
مسلمانوں کے لیے کیکڑے اور جھینگے کا کھانا جائز ہے؟
14 Sep, 2007
Answer: 2369
فتوی: 349/ ل= 349/ ل
فقہائے احناف کے یہاں آبی حیوانوں میں صرف مچھلی حلال ہے۔ اس کے علاوہ کسی جانور کا کھانا حلال نہیں ولا یحل حیوان مائي إلا السمک غیر الطافي (الشامي، ط:زکریا: ج۹ ص445) کیکڑا چوں کہ مچھلی سے خارج ہے اس لیے احناف کے نزدیک اس کا کھانا حرام ہے۔ البتہ ?جھینگے? کے سلسلے میں اختلاف ہے او راختلاف کا مدار اس بات پر ہے کہ آیا یہ مچھلی ہے یا نہیں؟ ہمارے اکابر میں مولانا رشید احمد گنگوہی -رحمہ اللہ- اور مولانا خلیل احمد -رحمہ اللہ- سہارنپوری نے جھینگے کو کیڑا شمار کیا ہے اور اس کے کھانے کو ممنوع قرار دیا ہے۔ جب کہ حضرت تھانوی-رحمہ اللہ- نے اسے مچھلی میں شمار کیا ہے اوراس کے حلال ہونے کا فتویٰ دیا ہے۔ دلیل میں مشہور ماہر حیوان علامہ دمیری کا قول پیش کیا ہے الروبیان ھو سمک صغیر جدًا (جھینگا بہت چھوٹی مچھلی ہے)۔ اس قول کی تائید عربی زبان کے مشہور اہل لغات ?ابن درید?، ?فیروزآبادی?، ?زبیدی? وغیرہ کے کلام سے ہوتی ہے قال ابن درید في جمھرة اللغة (3/414) ?وأربیان نوع من السمک? وأقرہ في القاموس وتاج العروس (1/146) ان تصریحات کی وجہ سے علماء نے جواز ہی کے قول کو راجح قرار دیا ہے۔ لہٰذا اگر کوئی شخص جواز کے قول پر عمل کرتے ہوئے کھائے توگنجائش ہے البتہ کھانے سے اجتناب زیادہ مناسب اور زیادہ اولیٰ واحوط ہے۔
واللہ تعالیٰ اعلم
دارالافتاء، دارالعلوم دیوبند